آسمون دلدادگی | ||
|
من از عطرِ آهستهی هوا میفهمم
تو بايد تازهگیها
از اينجا گذشته باشی.
گفتوگویِ مخفی ماه وُ
پردهپوشیِ آب هم
همين را میگويند.
ديگر نيازی به دعای دريا نيست
گلدانها را آب دادهام
ظرفها را شستهام
خانه را رُفت و رو کردهام
دنيا خيلی خوب است،
بيا!
علامتِ خانهبودنِ من
همين پنجرهی رو به جنوبِ آفتاب است،
تا تو نيايی
پرده را نخواهم کشيد.....
نظرات شما عزیزان:
سلام
دعای دریا همیشگیست پرده را بکشی یا نکشی دریا تمنای دیدار هر روزه اسمان را از خدا دارد. پنجره را نبند که عطر دل افروز نگاه نافذت غروب را به ایستادن و توقف وا میدارد . گلدانها هر صبح خود به شبنم غلطیده بر گلبرگهایشان سیراب می شوند تو خود را منتظر باران کن که تشنگی چشمانت را هلاک خواهد کرد . دنیا خوب است ، این صدفها هستند که مروارید را از صیاد دریغ نموده اند . گردنت را به شوق گردن اویزی از مروارید های ارمیده بر صدف کلمات آماده نگه دار تا زیبایی را بر نگاهی متبسم چشمان رهگذران هدیه کنی به عشق ... ایلیا |
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |